تبليغاتX
یادداشت ها


یادداشت ها

یادداشت هایی از زندگی،کار و تجربه ها





















گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

                         وساقه های جوانم از ضزبه های تبرهاتان زخم دار است

   با ریشه چه میکنید؟

                                             گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای 

                پرواز را علامت ممنوع میزنید   

                                       با جوجه های نشسته در اشیانه جه میکنید؟  

           گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید 

بارویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟                                                                 

نوشته شده در 84/07/18ساعت 2:12 توسط میلاد| |

مقاله ای از تابان خواجه نصیری

 

 منظور از تئوری اشباع این است که هنگامی که افراد برای جذب Downline به Networking یا همان «معاشرت» روی می‌آورند، در مقطعی از زمان یا مکان، به افرادی برخورد می‌کنند که گرچه در میان افراد بازار هدف مورد نظرشان قرار دارند و از جمله افرادی مستعد و علاقه‌مند شناخته شده‌اند، اما قبلاً جذب یکی از شاخه‌ها شده‌اند و خود در میان زنجیره‌ی بازاریابی قرار دارند. این تئوری، با دیدی منفی نسبت به قضیه، معتقد است که چون بازار «اشباع» می‌شود، پس فعالیت دیگر فایده‌ای ندارد و کار بازاریابی همین جا متوقف می‌شود.


شخصاً به همراه بسیاری دیگر از کارشناسان و فعالان در این زمینه معتقدم که چنین تصور و نظریه‌ای یک جورایی مضحک و خنده‌دار است. «اشباع» یک موضوع نادر و صرفاً تنها یک تئوری است. «بازاریابی شبکه‌ای‌» موضوع تازه‌ای نیست - اگرچه بتازگی در ایران شناخته و تا این حد فراگیر شده است - بیش از چهل سال از عمر آن می‌گذرد و افراد بسیاری در سرتاسر دنیا بر اساس این مدل کسب و کار، دارند کار می‌کنند، در امریکا، کانادا و اروپا و حتی استرالیا. هزاران شرکت محصولات خودشان را از این طریق مستقیماً به دست مشتریان خود می‌رسانند و بدین ترتیب کالا و خدمات (مصرفی) شان را به فروش می‌رسانند. وقتی می‌گوییم «اشباع» در سرتاسر گیتی، یعنی وضعیت به جایی برسد همه‌ی افراد جزئی از سیستم بازاریابی شوند به طوری که تلاشها به هیچ نتیجه‌ای نرسد. اما من معتقدم، این تنها یک دید یا نگرش منفی است و در بازاریابی شبکه‌ای دید منفی یعنی توقف و همین. اساس بازاریابی شبکه‌ای، در معاشرت است، اساس معاشرت یا نت‌وورکینک در ایجاد و حفظ ارتباط و ایجاد جو اعتماد متقابل است.

بسیاری از شرکتها در زمینه بازاریابی شبکه‌ای کار می کنند و ما به مردم این آگاهی را می‌دهیم که این یک موضوع اخلاقی است و از این اهمیت برخوردار است که البته با یک دید مثبت، بهترین شرکت / تولیدکننده و همچنین بهترین کالا یا خدمات را از لحاظ مرغوبیت و کیفیت برای بازاریابی انتخاب کنند. ایجاد و حفظ اعتماد بین افراد اسپانسر کننده و
Downline یا زیر مجموعه‌ها، و بار دیگر تاکید می کنم، با یک نگرش مثبت، کار را به جلو هدایت می‌کند.

از طرف دیگر، هر روز افراد بسیاری به دنیا می‌آیند که در آینده نیازهای مشخص و گاه مشترکی دارند که به نوعی در بازارها و مخاطبین هدف یک شرکت / سازمان / تولیدکننده یا ارائه کننده خدمات قرار می‌گیرند، روزی بالاخره این افراد جدید به سن هجده سالگی می‌رسند و می‌توانند مدل کاری و شرکت و کالا یا خدمات مورد نظرشان را انتخاب کنند، حال آنها را می‌بینیم که شروع به فعالیت می‌کنند و کالا یا خدماتی مصرفی شرکت یا تولید کننده‌ای را به دیگران توصیه می‌کنند و از این راه - اگر شرکتهایی که انتخاب کرده‌اند اصول، اخلاقیات و تعهدات و قوانین را رعایت کنند و اعتماد مجموعه را با ارائه کیفیت خوب و تحویل به موقع و حتی سایر خدمات (مثلاً خدمات پس از فروش و ضمانت نامه و ... به خود جلب کرده باشند)- برای خود کسب درآمد می‌کنند، این افراد ممکن است در جایی به افرادی در دایره دوستان و آشنایان خود (همان میانگین
۳۰۰ نفر) برخورد کنند که خودشان - شاید مثلاً چهل سال پیش - در شاخه ای دیگر جذب سیستم بازاریابی آن شرکت شده اند، ولی این دلیل نمی‌شود که ما بازار را «اشباع شده» بدانیم. «معاشرت» مداوم سر لوحه‌ی «بازاریابی شبکه‌ای» است یعنی افراد باید سعی کنند که در ارتباط و معاشرت مداوم با مخاطبین هدف خود باشند. من در سمینارهایم راههایی را آموزش می‌دهم که چطور افراد می توانند از اینترنت به عنوان یک ابزار قوی و موثر در این جهت استفاده کنند و البته با یک دیدگاه مثبت و رو به جلو، نه با منفی بافی.

بحث «اشباع» شدن بازار، یک دیدگاه منفی است که فقط جلوی فعالیت مردم را می‌گیرد. دایره دوستان و آشنایان اگر حتی بیش از
۳۰۰ نفر هم باشد، روزی اشباع می‌شود، فرض را بگیریم که همه در زیر مجموعه‌های شما و یا افراد بالاتر از شما قرار گرفته‌اند، بازاریابی اما متوقف نمی شود، از دایره ها فراتر می‌رود، از شهرها و کشورها هم فراتر می‌رود اما مطمئن باشید که بازاریابی شبکه‌ای برای پول درآوردن و یک شبه میلیاردر شدن نیست، کاری است مثل هر کار دیگر، کار می‌برد، هزینه باید کرد و وقت بسیاری ممکن است از شما بگیرد، چرا که شما باید در یک فرآیند آموزش دیدن و آموزش دادن (حمایت Downline) مداوم باشید و این طرحی نیست که به این زودی‌ها به اشباع برسد، گرچه این را می‌دانیم که هر چه در پایین ترین سطوح باشیم (مثلاً برای کالایی که مدل بازاریابی شبکه‌ای برایش از ۴۰ سال پیش شروع شده است) کار بازاریابی اصولاً سخت تر می‌شود و نیاز به صبر و تحمل بیشتری هست و فعالیت بیشتر. توجه داشته باشید که من همیشه گفته‌ام که اصولاً بازاریابی (حتی شبکه‌ای) با یک شیوه‌ و استراتژی کششی یا جذب افراد (PULL) کار می کند و نه شیوه‌ها و روش‌های تحمیلی و زوری (Push
) - برای این نوع بازاریابی باید شرایطی مهیا باشد یا مهیا شود و این زمان می‌برد و کار بسیار مشکلی است.

توجه داشته باشید که فعالیت‌های بازاریابی شبکه‌ای نباید با شیوه های مخرب مثل استفاده از اسپم و اسکم توسعه یابد. یکی از علت ها برای شکست خوردن و متوقف شدن بازاریابی شبکه‌ای، استفاده از طرح‌هایی است که ادعا می‌کنند این کار بسیار ساده است و این کار شما را یک شبه مولتی میلیاردر می‌کند، اصلاً چنین نیست، یک فعالیت شبکه‌ای، شاید سالها طول بکشد که جای خود را باز کند و موفق به پیش رود، متاسفانه آنهایی که برای آغاز فعالیت‌های خود یک محدوده زمانی مطرح می کنند تا افراد هرچه سریعتر زیرمجموعه‌های خودشان را تکمیل کنند، کار بازاریابی را با ... اشتباه گرفته‌اند.

برای بازاریابی صحیح و اخلاقی و قانونی باید طرح داشته باشید، تحقیق و مطالعه و تست کنید و بعد اقدام کنید، و پیگیری داشته باشید و در عین حال خلاقیت داشته باشید و خیلی عوامل دیگر که مجالی برای گفتن آنها نیست، اما نه، این مسلم است که یک شبه نمی‌توانید میلیاردر شوید.

با تشکر از نویسنده مقاله (برگرفته از گلدماین انزلی)

نوشته شده در 84/07/17ساعت 14:1 توسط میلاد| |

 
عضو هيات علمي دانشگاه شريف : نبايد با اصل بازاريابي شبكه‌اي مخالفت شود

به گزارش خبرنگار كار و اشتغال ايسنا، دكتر فريدون قاسم‌زاده ـ عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف ـ با اشاره به سابقه 70 ساله بازاريابي شبكه‌اي در دنيا، گفت:« اين امر در ايران ظرف چند سال گذشته مطرح شده است و قابل توجه است كه در حال حاضر بيش از سه هزار شركت در دنيا مشغول فعاليت تخصصي كار بازاريابي هستند و شركت‌هاي محدود فعال در ايران تنها غرفه‌هايي از اين شركت‌ها هستند. بر اساس آمار موجود بيش از 44 ميليون نفر در دنيا در اين نوع شبكه‌هاي فروش مشغول فعاليت هستند.

پديده بازاريابي شبكه‌اي منافع زيادي از جمله كاهش هزينه‌ها،‌ افزايش فروش، منافع بالا براي توليدكنندگان را به همراه دارد. از طرف ديگر با توجه به جمعيت جوانان بيكار و اينكه اكثر فعاليت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي از سوي جوانان انجام مي‌شود، اين موضوع مي‌تواند نقش مفيدي در اشتغال داشته باشد و زمينه‌هاي توسعه و دانش بازاريابي را در كشور فراهم كند. در اين صورت نبايد با اصل بازاريابي شبكه‌اي مخالفتي داشته باشيم.

آمار جوانان بيكار بين 12 تا 17 درصد است و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 1390 اين رقم تا3/23%درصد افزايش داشته باشد. بنابراين لازم است مسوولان از نظر علمي با بازاريابي شبكه‌اي آشنا شوند و در جهت منافع كشور استفاده كنند.

وی میان بازاریابی شبکه ای و دسیسه ی هرمی فرق قائل شد و توضیح داد : به دليل اينكه در طرح‌هاي هرمي حق عضويت بالاست در زمان كوتاهي ثروتمند شدن در افراد جوان القاء مي‌شود و مهم‌تر اينكه اساسا در دسيسه هرمي كه همراه توهم و خيال است، كالايي فروخته نمي‌شود. اين سيستم در جهان به عنوان فعاليتي مجرمانه شناخته شده و با بازاريابي شبكه‌اي متفاوت است.

وي وارد شدن شركت‌هاي خارج از كشور به بازار ايران را علاوه بر مجرمانه نبودن به رعايت شرايط بازاريابي شبكه‌اي و فروش واقعي كالا مشروط كرد و گفت:« اين امر موجب ترويج فرهنگ بازاريابي در كشور مي‌شود و مي‌تواند كار سازماني و جمعي ضعيف در كشور را توسعه بخشد و از سوي ديگر مي‌تواند باعث تشويق فرهنگ سخت‌كوشي و تقويت حس مسووليت‌پذيري در ميان جوانان باشد.

وي در خصوص پيشنهاد خود به دولت افزود:« دولت مي‌تواند با ارائه مجوز فعاليت به شركت‌هاي داخلي و خارجي در اين حوزه از مزاياي كوتاه‌مدت و بلندمدت آن استفاده كند.

http://www.isna.irمنبع :

در همین رابطه باز هم بخوانید:

معاون فنی دبيرخانه شورای عالی اطلاع رسانی گفت:

بازاريابی شبکه ای، صنعتی کاملاً جدی است که تا 5 برابر درآمد نفت کشور از اين صنعت کسب در آمد می شود. خسرو سلجوقی تأکيد کرد: مجلس شورای اسلامی در تصويب قانون مبارزه با شرکت هايی همچون گلدکوئست بايد به اين مطلب توجه کند که بين بازاريابی شبکه ای و دسيسه ی هرمی تفاوت گذاشته شود.
وی، ادامه داد: در دسيسه هرمی کالايی فروخته نمی شود و تنها توهم و خيال به افراد فريب خورده، فروخته می شودو به اين دليل در اکثر مناطق دنيا دسيسه هرمی ممنوع است. بنابراين از مجلس شورای اسلامی نيز اين انتظار می رود که بر ممنوعيت اين موضع صحه بگذارد.
معاون فنی دبيرخانه شورای عالی اطلاع رسانی، با بيان اين که بازاريابی شبکه ای، سالانه بيش از 80 ميليارد دلار درآمد نصيب بازار می کند، ابراز داشت: در بحث بازاريابی شبکه ای معمولاً کالا و خدمات فروخته می شود و د دنيا نيز اين نوع بازاريابی ترويج داده می شود، در نتيجه اين نوع بازاريابی خود صنعت سودآوری است که بايد آن را از دسيسه ی هرمی تفکيک نمود.

منبع: روزنامه دنيای اقتصاد 31/3/84

در همين رابطه باز هم ار دكتر قاسم زاده مصاحبه هاي مختلفي تقديم علاقه مندان ميگردد.

بذارين صدامونو بكشن  ترانه اخرش خوشه

نوشته شده در 84/07/14ساعت 15:26 توسط میلاد| |

 

نماينده مردم تهران تشريح كرد

جزئيات طرح قانونمندي بازاريابي شبكه‌اي

ما هرگز مخالف فعاليت بازاريابي شبكه‌اي نبوده‌ايم. جلسات ما هم هرگز براساس مخالفت با اصل آن برگزار نشده است ما قصد داريم بازاريابي شبكه‌اي را قانونمند كنيم. ما مي‌دانيم چه مي‌خواهيم و بر اساس آن حركت خواهيم كرد.....

 بحث ديگر موضوع، شركت‌هايي است كه تحت عنوان بازاريابي شبكه‌اي فعاليت مي‌كنند، شركت‌هايي مثل گلدكويست، ماي‌سون، گلدماين و ... كه داريم پيگيري مي‌كنيم و قصد داريم فعاليت شركت‌هاي فعال در نت‌ورك ماركتينگ را ساماندهي كنيم.

 يعني نمي‌خواهيد جلوي فعاليت اين شركت‌ها را بگيريد؟

 نه. ما قصد داريم، قانوني بنويسيم كه فعاليت اين شركت‌ها را قانونمند كنيم.در چارچوب قانون بازاريابي شبكه‌اي كه قرار است تدوين شود، همه شركت‌ها مي‌توانند فعاليت كنند اما خارج از اين چارچوب هيچ شركتي اجازه فعاليت نخواهد داشت. مثل قوانيني كه در آمريكا، اروپا و خيلي كشورهاي آسيايي نوشته شده است.

 شما همين برخورد را با پديده‌هاي ديگري مثل ليزينگ هم داشتيد؟

 بله قصد ما اين است كه به محض ظهور پديده‌هاي اين چنيني بتوانيم واكنش سريع داشته باشيم تا بعدها مردم دچار زيان نشوند.اين طور كه عده‌اي يكسري پول‌هاي هنگفت را به راحتي به جيب مي‌زنند، در حالي كه عمده اين پول از جيب سطوح پايين جامعه تامين مي‌شود، اصلا در شان كشور نيست.

 در قانون جديد، ما سعي كرده‌ايم، شرايطي فراهم كنيم كه فعاليت بازاريابي شبكه‌اي قانونمند شود. ما در اصل مخالف تجارت‌هاي الكترونيكي نيستيم بلكه نيت‌مان، قانونمند كردن اين گونه فعاليت‌ها است.

 قانون جديد چه ويژگي‌هايي دارد؟

 ببينيد، بازاريابي شبكه‌اي اصلش خوب است مثل تجارت الكترونيك. ما از يكسري ابزار استفاده مي‌كنيم تا دادوستد سريع‌تر دنبال شود. در اين روش دادوستد با راندمان كاري بيشتري  دنبال مي‌شود. اما يك بخش اين گونه رابطه‌ها نيروي انساني است و بخش ديگر آن، نرم‌افزار است. اينها بايد به نحوي به كار گرفته شود كه افراد متضرر نشوند. اگر مي‌خواهيد از اين پديده به نحو مطلوبي براي توسعه اقتصادي و بازرگاني استفاده كنيم، بايد از ابعاد مختلف آن آگاه باشيم.

 در طرحي كه ما آن را تهيه كرده‌‌ايم، هدف اين است كه فروش كالا مبناي پرداخت پورسانت باشد، نه جذب افراد پس فرقي نمي‌كند كه كالا چه باشد. فقط بايد ارزش داشته باشد؟

 مي‌تواند كتاب باشد، زعفران و ميوه و يا هر كالاي ديگري كه ارزش دارد.

 در صورتي كه يك كالا مبنا قرار بگيرد، از نظر قانوني مشكلي نخواهد داشت، نه؟

 اگر فروش كالا مبناي دريافت پورسانت باشد نه جذب افراد هيچ مشكلي نخواهد داشت اما الان در برخي از شبكه‌ها، به‌گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه هيچ كالايي وجود ندارد. در اسلام هم اين رابطه كه به آن معامله <كالي به كالي> مي‌گويند. مورد دارد و صحيح نيست. منظور اين است كه مبناي هرگونه دادوستدي در اين شبكه‌ها، بايد كالا باشد.

 حتي در آمريكا هم فعاليت شركتي كه بر اساس اين الگوها فعاليت مي‌كرد، متوقف شد. فعاليت شركت <اندوي> با حكم ديوان عالي فعاليت آمريكا متوقف شد. در طرحي كه ما تهيه كرده‌‌ايم، سعي بر اين بوده است كه اصول كلاسيك اين گونه فعاليت‌ها را مبناي طرح قرار دهيم. به همين دليل ما هم مثل كشورهاي ديگر تلاش كرده‌ايم كه دو اصل را مبناي قانون قرار دهيم. اول اينكه صرفا جذب افراد، در شبكه‌هاي بازاريابي، نبايد براي جذب پورسانت، ملاك باشد. بلكه بايد در شبكه‌ها، يك كالا بازاريابي شود و البته اصل مهم ديگر اين است كه در شبكه‌ها براي ثبت‌نام افراد نبايد اجباري در كار باشد.ضمن اينكه شبكه‌ها نبايد براي ثبت‌نام حق عضويت دريافت كنند. مي‌‌خواهم براي شما مثالي بياورم.ببينيد، همين روزنامه دنياي اقتصاد را يك كالا در نظر بگيريد. فردي اعلام مي‌كند كه حاضر است روزنامه شما را طوري توزيع كند كه شما دغدغه‌اي در مورد آن نداشته باشيد. شما كه از اين طرح استقبال كرده‌ايد. قطعا حاضر مي‌شويد براي فروش تك‌تك روزنامه‌ها، پورسانت بدهيد. حالا طرف مي‌تواند براي توزيع بهتر از شبكه بازاريابي استفاده كند و به افراد پورسانت بدهد. منتها در اين ميان كالايي وجود دارد اما اگر شبكه‌اي باشد كه در محور فعاليتش كالايي نباشد ما جلويش را خواهيم گرفت.

 در عقود اسلامي هم، اين موضوع آمده است كه معامله <كالي به كالي> مشكل شرعي دارد. فكر مي‌كنم توضيحات شما به نوعي به ديدگاه اسلام هم ربط دارد.

 قطعا همين‌طور است. خوشبختانه در مجلس فعلي، مجتهد و صاحب‌نظر زياد داريم. ما جلسه‌هاي زيادي برگزار كرده‌ايم و جمع‌بندي خوبي هم داشته‌ايم. از بانك‌مركزي آمده‌اند، وزارت اطلاعات و حتي قوه قضاييه و در نهايت ما به‌ جمع‌بندي خيلي خوبي در مورد بازاريابي شبكه‌اي رسيده‌ايم.

 در جمع‌بندي خوبي كه اشاره مي‌كنيد، چه تصويري مي‌شود در مورد آينده بازاريابي شبكه‌اي ترسيم كرد.

 - من مايلم به صراحت اعلام كنم كه ما هرگز مخالف فعاليت بازاريابي شبكه‌اي نبوده‌ايم. جلسات ما هم هرگز براساس مخالفت با اصل آن برگزار نشده است ما قصد داريم بازاريابي شبكه‌اي را قانونمند كنيم. ما مي‌دانيم چه مي‌خواهيم و بر اساس آن حركت خواهيم كرد.

 در مورد آينده اين شركت‌ها چطور؟ آيا برنامه خاصي خواهيد داشت؟

 بله. بر اساس قانون، شركت‌هاي خارجي هم مي‌توانند در ايران شعبه داشته باشند. به اين شرط كه اول بر اساس جذب افراد و توسعه هندسي، پورسانت دريافت نكنند. دوم، كالا نبايد اجباري فروخته شود و سوم: كالا بايد با ارزش ذاتي خريد و فروش شود.

 پس اگر در شبكه‌اي سكه داد و ستد شد، مشكلي نخواهد داشت؟

 - به شرطي كه سكه معادل ارزشي كه دارد دادوستد شود. در غير اين صورت قطعا غيرقانوني خواهد بود. ضمن اينكه پورسانت‌ها، در قبال فروش سكه پرداخت شود نه در قبال توسعه هندسي افراد.

 پس آن وقت، با حضور شركت‌هاي خارجي در ايران مخالفتي نخواهيد داشت؟

  اگر قوانين ما را بپذيرند، مشكلي نخواهيم داشت.

 در طرح شما، شبكه‌ها بايد زيرنظر كدام نهاد و سازمان فعاليت كنند؟

 از نظر توزيع كالا، بايد زير نظر وزارت بازرگاني باشند و از نظر فعاليت‌هاي مالي، بايد با بانك مركزي هماهنگ شوند.

 اگر تخلفي صورت گرفت، چه برخوردي خواهيد كرد؟

 يادتان باشد، طرح ما بر اساس بند <ز> ماده يك قانون جريان اخلال‌گران اقتصادي خواهد بود. يعني متخلفين اين قانون، اخلال‌گر اقتصادي شناخته خواهند شد. مي‌دانيد كه مجازات‌هاي سنگين براي اخلال‌گران اقتصادي درنظر مي‌گيرند.

 چه زماني نهايي مي‌شود و از كي اجرا خواهد شد؟

 ما در كميسيون مربوطه، اين طرح را تصويب كرده‌ايم. قرار است به زودي در صحن علني مطرح شود. به طرح، قيد يك فوريتي داده‌اند و البته من قصد دارم با هيات رييسه مذاكره كنم تا هرچه زودتر بررسي شود. مي‌دانيد كه چند پرونده بزرگ در قوه قضاييه تشكيل شده اما به نوعي هنوز نمي‌دانند با آن چه كنند. در هر صورت ما مايليم كه طرح را هرچه زودتر تصويب كنيم........

منبع : دنيای اقتصاد

نوشته شده در 84/07/13ساعت 2:48 توسط میلاد| |

نظر به اينكه يكي از خوانندگان وبلاك سوالي در مورد ممنوعيت نت ورك هاي خارجي وتصميم گيري هاي مجلس پيرامون نتورك كرده مطالب وبلاگ را امروز به اين مساله اختصاص ميدهم

شايد شما هم بدانيد كه مجلس با اساس نتورك و تجارت جهاني هيچ مشكلي ندارد چون ايران از درخواست كنندگان ورود به اين عرصه است كما اينكه در بخش هايي به صورت ازمايشي از جمله كشاورزي وتوريسم فعاليت ميكند .

مشكلات ما در رابطه با نتورك پيچيده تر از اين مسايل كه با وبلاگ نويسي حل شود ولي بنده مسوليت خود را به عنوان يك محقق ونتوركر انجام ميدهم.

چندي قبل جناب كاتوزيان با اساس نتورك مخالف بود ولي اكنون ميبينيم ايشان صحبت از چیزهای دیگری میکند  حال فكر ميكنم ايشان كمي از مواضع قبلي خود كناره گرفته اند

قوانين كمسيون تجارت امريكادر مورد تفكيك دسيسه های هرمی ونتورک مارکتینگ به شرح زير است:

1-اگر هزينه اوليه عضويت در شبكه مقدار زيادي باشد نشانهايي از وجود طرح هرمي است

معمولا در يك شبكه بازاريابي شبكه اي قانوني هزينه اوليه بسيار كم ميباشد

2-اگر شركت شما را مجبور كند براي پذيرفتشدن به عنوان بازار ياب مقدار زيادي كالا را در ابتداي كار از شركت خريداري نماييد ويا اينكه در قبال كالايي كه در ابتداي كار براي فروش در اختيار شما قرار ميدهد مقدار زيادي شما را مقروض كند نشانهايي بر وجود طرح هرمي است

3-اگر افرادي كه عضو شبكه ميشوند در مورد مقدار پورسانت دريافتي كه بطور معقول ومتوسط ميتوانند دريافت كنند دچار گمراهي شوند نشانهايي بر وجود طرح هرمي است (کما اینکه در شرکتی که من ۷ بار پرزنت شدم به ۷ رقم متفاوت اشاره شد .واجالب تر اینکه این مساله را از افتخارات خود میدانستد)

4-اگر هدف شركت بر مبناي فروش محصول به مشتري نهايي نباشد وصرفا هدف جذب مشتريان جديد باشد نشانهايي از وجود طرح هرمي است.

5-اگر ارزش محصول كمتر از ميزان پول پرداختي براي ان باشد نشانهايي بر وجود طرح هرمي است.نتيجتا در سيتم هرمي هم بر خلاف تصور خيلي از افراد ميتواند كالايي رد وبدل شود وفقط هرمي به سيستم هايي مشابه كارگشاو غيره اطلاق نميگردد.

6-شركت هايي كه پورسانتهايي به عنوان جوايز دست نيافتني باقوانين پيچيده درنظر ميگيرند .(زيرا عموما رسيدن به ان جوايز ناممكن است)

حال اگر گاما نتورك هر كداماز شرايط بالا را داشت با من تماس بگيريد

اميدواريم مجلس طرح نهايي تفكيك دسيسه هاي هرمي از نتورك ماركتينگ راتصويب كند .

نوشته شده در 84/07/13ساعت 1:6 توسط میلاد| |

 

 

s در مورد تجارت جهانی

طي‌دهة‌ 80 بويژه‌در نيمة‌دوم، بسياري ‌از كشورهاي در حال توسعه به سوي طي خصوصي‌سازي، كاهــش دخالتهاي دولت در امور اقتصادي، مقررات زدايي، آزادسازي‌تجارت ،‌بين‌المللي ‌كــردن ‌رفتارهاي اقتصادي، تلاش جهت جلب سرمايه‌هاي خارجي و بطور كلي سعي در حاكم كردن عناصر اقتصاد بازار بر اقتصادهايشان روي آوردند. اين تحولات ساختاري در محيط اقتصاد سياسي بين‌الملل، زمينه ساز آغاز مذاكرات دوراروگوئه (1986) و تشكيل سازمان تجارت جهاني بود .

     مذاكرات دور هشتم در سپتامبر 1986 در پي ملاقات وزيران بازرگاني كشورهاي عضو، در اروگوئه برگزار شد. آنها موافقت كردند مذاكرات خود را در خصوص يافتن روشي جديد براي بهبود تجارت در سطح جهان طي يك دورة چهار ساله تحت نظارت سازمان آغاز كنند. اين مذاكرات نيز به دوراروگوئه معروف شد. هدفهاي

 اين مذاكرات بر آزادسازي  بيشتر تجارت، تقويت نقش گات و تدوين قواعد و مقررات چند جانبه براي گسترش و آزاد سازي تجارت استوار بود. آنچه اين دور از مذاكرات را از دور قبلي آن متمايز مي ساخت اين بود كه مذاكرات از مسائل هميشگي و سنتي تجارت بين المللي مانند موانع و محدوديتهاي تعرفه اي و غير تعرفه اي فراتر رفته، به مسائلي همچون سياست كشاورزي و سرمايه گذاري خارجي منسوجات و پوشاك و مالكيت معنوي پرداخته است. گرچه در ابتدا مدت مذاكرات اين دور چهار سال، يعني تا آخر 1990 تعيين شده بود، اما عملاً مذاكرات هفت سال به طول انجاميد و حاصل آن گسترش دامنة فعاليتهاي گات بود كه كشاورزي، منسوجات و پوشاك و اقدمات سرمايه گذاري مرتبط با تجارت را نيز در برگرفت. در سال 1993 در همين كنفرانس، يك موافقتنامة 550 صفحه اي توسط 117 كشور  به تصويب رسيد كه بزرگترين قرار داد تجاري جهان در آن زمان محسوب مي شد؛ به اين ترتيب «سازمان تجارت جهاني » متولد شد.

     در سال 1995 اين نهاد نوپا، به پيشنهاد كشورهاي كانادا، مكزيك و كشورهاي عضو اتحادية اروپا، آغاز به كار كرد. طبق همين موافقتنامه كلية كشورهاي عضو گات موظف شدند ظرف مدت دو سال به عضويت اين سازمان در آيند.

     عضويت در اين سازمان به معني پذيرش تمام نتايج و مصوبات دوراروگوئه است و وجه تمايزاتي با گات دارد ؛ اول آنكه در جنبه هاي حقوقي قدرت بيشتري به اين سازمان داده شده است. گات توافقنامه اي بدون قدرت اجرايي بود ولي سازمان تجارت جهاني داراي قدرت اجرايي است. دوم آنكه  WTOهادي دائمي با توافقهاي مستمر مي‌باشد. در حاليكه گات يك موافقتنامة قانوني موقت بود. سوم آنكه كشورها در موافقتنامة عمومي تعرفه و تجارت، مشاركت كنندگان قراردادي محسوب مي شدند ولي در سازمان تجارت جهاني ، كشورها عضو هستند. چهارم آنكه گات عمدتاُ كالاها را در برمي گرفت، ولي سازمان تجارت جهاني خدمات و حتي مالكيت معنوي را نيز در بر مي‌گيرد. .

     به دليل همين خصوصيات برجستة سازمان تجارت جهاني است كه هم اكنون بيش از 140 كشور جهان با در اختيار داشتن بيش از 90 درصد تجارت جهاني، عضو سازمان تجارت جهاني بوده و بعضي از كشورهاي ديگر نيز در حال مطالعه براي پيوستن به اين سازمان مي باشند  .    

 

اهداف و اصول سازمان تجارت جهاني

     سازمان تجارت جهاني، همچون گات، سه هدف عمده را دنبال مي‌كند: ارتقاي سطح زندگي، تأمين اشتغال كامل در كشورهاي عضو و توسعه توليد و تجارت و بهره وري بهينه از منابع جهاني‌، دستيابي به توسعة پايدار با توجه به بهره برداري بهينه از منابع جهاني، حفظ محيط زيست بطوري كه با سطح مختلف توسعة اقتصادي سازگاري داشته باشد و افزايش سهم كشورهاي در حال توسعه و كمتر توسعه يافته از رشد تجارت بين المللي، از اهداف مختص سازمان تجارت جهاني به شمار مي رود.  .

     متناسب با همين اهداف ، سازمان تجارت جهاني به مديريت و تسهيل عمليات اجرايي و توسعة اهداف موافقتنامة سازمان تجارت جهاني و تهية چارچوب لازم براي اجراي مديريت موافقتنامه هاي تجاري چند جانبه مي پردازد . همچنين نقش فراهم كردن امكانات گردهمايي اعضا براي مذاكره و مشورت در زمينة روابط چند جانبة تجاري و اجرا و تدوين مقررات مربوط به روشهاي حل اختلاف ميان اعضا را بر عهده دارد. سازمان تجارت جهاني همچنين موظف است نظام بررسي و تجديد نظر در سياستهاي تجاري را برقرار نموده ، با سازمانها و تشكيلات اقتصادي بين المللي همچون صندوق بين المللي پول و بانك جهاني همكاري داشته باشد.

     اصول سازمان تجارت جهاني با كمي تفاوت همانند اصول مندرج در موافقتنامة گات مي باشد. بطور كلي سازمان تجارت جهاني بر هشت اصل مهم مبتني است:

    

     1-اصل عدم تبعيض و تعميم بلا شرط اصل دولت كامله الوداد (MFN)

     بر طبق اين اصل هرگونه امتياز بازرگاني يا تعرفه اي كه از سوي يك كشور نسبت به هر كشور عضو اعمال مي‌شود، به تمام شركاي تجاري عضو، قابل تعميم است. تنها استثناي اين اصل در مورد همگرايي اقتصادي همـانند اتحـاديه هاي گمركي بين چند كشور مي باشد.

     2- استفاده از محدوديتهاي كمي در تجارت همچون سهميه بندي و صدور پروانه واردات ممنوع بوده ، حمايت از صنايع داخلي فقط از طريق تعرفه‌هاي گمركي شفاف امكان پذير مي‌باشد.

     3- كاهش و تثبيت تعرفه هاي گمركي و حذف موانع تجاري غير تعرفه اي ، مگر در مورد محصولات كشاورزي كه با مشكلات در پرداختها مواجه هستند.

     4- برقراري سيستم تعرفه هاي ترجيحي با هدف اعطاي امتيازات تجاري به بعضي از فرآورده‌هاي كشورهاي در حال توسعه، به منظور ساده سازي رقابت محصولات اين كشورها با محصولات توليدي كشورهاي صنعتي.

     5 – هرگونه عمل كشورهاي عضو كه جنبة دامپينگ (فروش زير قيمت تمام شده) داشته باشد ممنوع است.

     6- وضع هرگونه ماليات بركالاي وارداتي بيشتر از ميزان ماليات بر كالاهاي ساخت داخل، توسط كشورهاي عضو ممنوع است.

     7 – اعطاي هرگونه وام (كمك بلاعوض) و تخفيف مالياتي به منظور تشويق كالا غير قانوني است.

     8 – انجام مشورت در مورد سياستهاي بازرگاني با ديگر اعضا و حل و فصل اختلافات ناشي از روابط تجاري از طريق مذاكره.

 

     ساختار سازمان تجارت جهاني

      سازمان تجارت جهاني داراي تشكيلات زير است :

     1- كنفرانس وزيران ؛    2- شوراي عمومي ؛ 3- ركن حل اختلاف ؛ 4- دبيرخانه  ؛ 5- ركن بررسي خط‌مشي تجاري ؛ 6- شوراهاي تخصصي ؛ 7- كميته هاي تخصصي.

 

     عضويت در سازمان تجارت جهاني

     مطابق مفاد موافقتنامة تأسيس سازمان تجارت جهاني ، طرفهاي متعاهد گات 1947 و نيز جوامع اروپايي كه موافقتنامة حاضر و موافقنامه هاي تجاري چند جانبه را مي پذيرند و در مورد آنها جداول امتيازات و تعهدات به گات 1994 و جداول تعهدات خاص به موافقتنامة عمومي راجع به تجارت خدمات منضم شده است، بصورت اعضاي اصلي سازمان تجارت جهاني در مي آيند. الحاق هر عضو جديد به سازمان كه در ادارة روابط تجاري خود، مطابق موافقتنامه هاي تجاري چند جانبة خود استقلال كامل داشته باشد، طبق شرايطي كه ميان آن و سازمان تجارت جهاني مورد توافق قرار مي گيرد، با تصويب دو سوم آراي اعضاي كنفرانس وزيران صورت خواهد گرفت. همچنين خروج هر دولت عضو از سازمان، شش ماه پس از اعلام كتبي به مدير كل ، صورت مي گيرد  .   

 

   مراحل عمومي پيوستن به سازمان تجارت جهاني

     فرآيند الحاق به سازمان تجارت جهاني، فرآيندي طولاني و چند مرحله اي است كه هر مرحله از آن الزامات و شرايــط خاص خود را مي طلبد. كشوري كه خواهان عضويت در اين سازمان است، ابتدا بايد تقاضاي عضويت خود را از مدير كل سازمان به اطلاع ساير اعضا برساند. پس از طرح تقاضاي اين كشور در جلسة شورا، و به مجرد اينكه درخواست وي مبني بر عضويت پذيرفته شود، يك گروه كاري متشكل از داوطلب عضويت، جهت رسيدگي به تقاضاي عضويت تشكيل مي‌شود و كشور متقاضي، گزارشي از سياستهاي تجاري خود تهيه و به اين گروه ارائه مي‌دهد.

     همزمان با اقدامات فوق، مذاكرات دو جانبه و چند جانبه اي به منظور تعيين شرايط عضويت و حصول توافق ميان گروههاي كاري، سپس تنظيم پروتكل الحاق كشور، و مشخص شدن تعهدات هر كشو در زمينة گشايش بازار كالا و خدمات خود به روي ساير اعضا انجام مي گيرد. در واقع مرحلة اول يعني مذاكرات ، آغاز فرايندي است كه در نهايت منجر به عقد قرارداد ميان دولت متقاضي و سازمان مي شود. تمامي مواد و بندهاي اين قرار داد نيز طي مذاكره و بر اساس توافق تعيين مي‌شود. اين مرحله در سازمان تجارت جهاني به مرحلة Fact  Finding  موسوم است و به مجموعه اطلاعاتي مربوط مي شود كه هر كشور (متقاضي عضويت) بايد تهيه كند و در اختيار گروه كاري قرار دهد و بطور عمده شامل گزارش سيستم تجاري، پرسشها و پاسخهاي كتبي مربوط به اين گزارش و اسناد و قوانين مورد نياز است.

     نتيجة تلاشهاي گروههاي كاري منجر به تهية مجموعه اسنادي خواهد شد كه شامل گزارش گروه كــــاري، پروتكل الحاق و جدول تعهدات

دسترسي به بازار كشور در مورد كالاها و خدمات است. جدول مذكور توسط دبيرخانة سازمان تهيه مي شود.

     مرحلة آخر، مجموعه‌اي است كه براي تصويب به شوراي عمومي تسليم مي شود؛ رأي گيري در جلسة شورا بايد انجام گيرد و عضويت كشـور متقاضي منوط به كسب دو سوم آرا مي باشد . يك ماه پس از تصويب پروتكل توسط پارلمان كشور متقاضي ، عضويت به مرحلة‌اجرا در مي آيد.  

     تبعات پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني

     الف ـ منافع پيوستن به سازمان تجارت جهاني  .

1-دسترسي آسانتر به بازارهاي جهاني.

2- افزايش قدرت چانه زني ، اخذ امتياز و قدرت مانور در دهكدة جهاني.

3- جذب بيشتر سرمايه گذاري خارجي و انتفاع از آثار مثبت آن.

4- امكان استفاده از مشاوره ها ، كمكها، خدمات فني و سيستمهاي سازمان تجارت جهاني در چارچوب مقررات سازمان تجارت جهاني جهت حل اختلافات تجاري.

5- بهبود وضعيت حقوق مالكيت در ايران.

6- توسعة صادرات ايران بخصوص در محصولاتي كه مزيت نسبي در توليد آنها وجود دارد ـ همچون كالاهاي كشاورزي، منسوجات و پوشاك، صنايع غذايي و ... ـ حفظ موقعيت صادراتي كشور در توليد اين قبيل محصولات سنتي مانند فرش و بهره گيري از تسهيلاتي كه براي بعضي از صنايع و محصولات كشورهاي در حال توسعه در نظر گرفته شده است.

7- ارتقاي كيفي محصولات توليدي داخلي به سبب لزوم رعايت استانداردهاي بين المللي به دليل وجود و افزايش رقيبان در بازار.

8- امكان افزايش در آمدهاي مالياتي كشور با حذف موانع غير تعرفه اي و تبديل آنها به موانع تعرفه اي .

9- اصلاح و به هنگام شدن قوانين توسعة صادرات و جلوگيري از تغيير مكرر اين قوانين و در نتيجه نظم يافتن امور گمركي و تشويق صادرات.

10- اجبار دولت به گسترش حيطة عملكرد بخش خصوصي و جديت بيشتر در خصوصي‌سازي و در نتيجه دستيابي به اثرات مثبت حاصل از آن.

11- اصلاح و بهبود سيستمهاي حمايتي در كشور ـ كه يكي از نقاط ضعف در زمينة فعاليتهاي توليدي و اقتصادي مي‌باشد ـ و لزوم پايبندي دولت به اين سيستمها. 

       ايران براي اينكه بتواند به سازمان تجارت جهاني ملحق شود و پيوستن او همراه با موفقيت باشد، بايد تدابيري اتخاذ نمايد. از جملة اين تدابير و شرايط مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1-بستر سازي قانوني از طريق بازنگري در برخي قوانين مورد نظر قانون اساسي فاقد سرمايه‌گذاري خارجي، بيمه، بانكداري ، گمرك، ماليات، و ... و تطبيق آنها با قوانين و مقررات سازمان تجارت جهاني.

2- بسترسازي اقتصادي از طريق شناخت پتانسيل در مزيتهاي نسبي بالقوه و بالفعل در بخشهاي عمدة اقتصادي و افزايش قدرت رقابت محصولات صادراتي كشور.

3- مشاركت در مذاكرات سازمان تجارت جهاني از طريق مطالعات مستمر و تحقيقات دقيق اقتصادي ـ حقوقي توسط گروه كاري منسجم و متخصص به گونه اي كه آگاهيهاي لازم اقتصادي ـ حقوقي نسبت به مفاد موافقتنامه هاي سازمان تجارت جهاني  توسط اين گروه وجود داشته باشد تا در مواقع ضروري با ديدگاهي روشن نسبت به مسائل حضور در مذاكرات جهاني بصورت مؤثر اقدام شود.

4-توانايي بنگاهها در عرضة محصولاتي با كيفيت برتر و از لحاظ قيمتي قابل رقابت با محصولات مشابه در بازارهاي جهاني .

5- وجود ظرفيت اضافي براي صادرات كالاهاي صنعتي و بالا بودن سهم اين قبيل صادرات در كل صادرات غير نفتي كشور.

6- برخورداري كشور از ثبات اقتصادي در سطح كلان.

7- هماهنگي سياستهاي پولي، مالي، ارزي و تجاري كشور.

8- وجود تشكيلاتي به منظور سازماندهي بازار صادرات و با هدف ايجاد زمينة لازم براي رشد صادر كنندگان حرفه اي و خبره .

9- برخورداري از نظام گمركي كار آمد براي تسهيل ورود و خروج كالاها و ثبت آماري آنها.

10- برخورداري از كارشناسان خبره در شناخت موضوعهايي كه در سازمان تجارت جهاني مطرح

 

مي شود و نيز متبحر در فن رايزني و چانه زني در مذاكرات تجاري و تعرفه‌اي .

11- برخورداري از كارشناساني كه بخوبي از وضعيت اقتصادي موجود كشور مطلع باشند، بطوريكه بتوانند پيامدهاي تصميم گيري هاي مختلف در سازمان تجارت جهاني را بر بخشهاي اقتصادي بدرستي ارزيابي كنند.

12- برخورداري از نظام آماري دقيق و روز آمد به منظور اطلاع از وضعيت اقتصادي كشور در هر لحظه از زمان . 

 

 

 

 

 با بهترین زندگی بهترین باشید

 

                                                                                                                    

                             ميلادE-mail: ariaeshop@GMAIL.com  

نوشته شده در 84/07/01ساعت 0:0 توسط میلاد| |


Design By : Night Skin